خرید بک لینک
دیدن عكست تمام سهم من است از " تـــو " ان را هم جیره بندی كرده ام تا مبادا توقعش زیاد شود دِل اســت دیـــگر ...

ممكن است فردا خودت را از من بخواهد...

هرگز نگو "دوستت دارم " ! اگر حقیقتا به آن اهمیت نمی دهی...

درباره ی "احساسات " سخن نگو اگر واقعا وجود ندارد...

هرگز "دستی را نگیر" ! وقتی قصد شکستن قلبش را داری...

هرگز نگو "برای همیشه " ! وقتی می دانی جدا می شوی...

هرگز "به چشمانی نگاه نکن " ! وقتی قصد دروغ گفتن داری...

هرگز "سلامی نده" ! وقتی می دانی خداحافظی در پیش است...

"قلبی را قفل نکن " ! وقتی کلیدش را نداری...

گریه ام میگیرد وقتی که میبینم کسی که تمام دنیای من بود اکنون . . . منت دیگری را میکشد حــافظا ! مـی دانم هزار نفـر را پیچانــده ای !! امــا اینبار حواست اینجــا باشد !

نیــت می کنم به نام او ... به نام فراموش کـــردنش به نام راهی برای فراموش کردنش

چقدر گاهی همه چیز خوب نیست چقدر گاهی بیخودی بغضت می گیرد و خیلی راحت می شکند چقدر گاهی دلت می خواهد خودت باشی و خودت ، همین و بس

چقدر گاهی دوست داری فراموش نشوی چقدر گاهی دلت می خواهد کسی نگرانت نباشد ، منتظرت نباشد چقدر گاهی دلت حرف زدن نمی خواهد چقدر گاهی دنیا دور سرت می چرخد چقدر گاهی دلت می خواهد بیخودی با همه دعوا کنی چقدر گاهی دلت هیچ چیز نمی خواهد ، هیچ چیز...

حالی پریشان دارم ، غصه ای بی پایان دارم ، انگار گذشته های تلخ از خاطرم رفتنی نیست ، آن صحنه تلخ عشق فراموش شدنی نیست. اتاقی پر شده از دود سیگار…

این اعتیاد به خاطر تو نیست ، شاید به خاطر این روزگار است. کاش گذشته ها نیز دود شوند و به همین راحتی به هوا بروند.

کاش در دلم چیزی نماند از قصه تلخ عشق ، گهگاهی که تنها هستم اشک میریزم و خودم را سرزنش میکنم با خود میگویم روزی از یادم میرود خاطرات تلخ ، اما آنچه که میگویم تنها برای آرامش این دل است، از درون قلبم چه خبر؟ خبری نیست جز غوغای غمها.

حالی پریشان دارم ، غمی بی پایان دارم ، انگار باید پا به پای خاطرات سوخته ، سوخت انگار باید مثل سیگاری که همیشه با من میسوزد خاکستر شد....

خاکستر شد و از صحنه روزگار محو شد. من که میدانستم از قصه تلخ عشق چیزی که به جا میماند همین است....

خاکستری که روزی بر باد می رود. هنوز آثار این سوختن در دلم باقی مانده ، لکه سیاه خاطرات در دلم به جا مانده و گهگاهی با یاد تو آن هیزمی که در گوشه ی قلبم افتاده شعله ور میشود و باز میسوزاند قلبم را . فکر نکن که اعتیاد من به خاطر تو است...

اینها همه تقدیر و سرنوشت من است. بیخیال دنیا ، حال من همیشه پریشان است


برچسبها: اشعار تنهایی

برچسب: نویسنده: روژان طاهری تاريخ: يکشنبه 8 مرداد 1396 ساعت: 20:01

صفحه بندی